۱۰ استراتژی مهم در مدیریت بخش فروش
نويسنده:
علي سعادت پناه
بخش فروش یکی از مهمترین بخشهای بنگاه و سازمان می باشد و مدیریت این بخش نیز مهمتر. بخش فروش درواقع گلوگاه استراتژیکی بنگاه است.که باید با یک سری استراتژیهای راهبردی ،این بخش را تقویت کرد اصولی را در این مقاله که با استفاده از روش تحقیق پیمایشی و یا زمینه یابی صورت گرفته برایتان بیان می کنیم که با نصب اصولی این راهبردها بتوان این گلوگاه استرتژیکی را تقویت نمود. در این مقاله که چکیده ای از تحقیق و پرس و جو از چندین بنگاه موفق بوده است توانستیم ۱۰ مورد از مهمترین استراتژیهایی که باعث شده این بنگاه ها در قسمت مدیریت بخش فروش موفق عمل کنند را برایتان آورده ایم که با تمرین و ممارست قادرخواهید بود به راحتی این قسمت مهم را درشرکت یا بنگاه تقویت نمائید. ● استراتژیهای مهم و کاربردی بخش مدیریت فروش عبارتند از: ۱) برای شرکت خود یک آرم و لوگوی خاص و خاطره انگیز در اینترنت تهیه کنیدطوری که دیدن آن ، خاطرات شیرین را تداعی کند. به طوری که با اولین نگاه اولین تاثیر که همان مهمترین و اثر بخش ترین می باشد را ایجاد کند. به عنوان مثال : اگرمحلی فکر می کنید . و مشتریا نتان یک قشر خاص و یا یک قوم یا یک شهرستان خاص هستند . حتما" از نمادهای پر خاطره مثل مشاهیر آن قوم و ملت و شهر یا به آن چیزی که شهرت و افتخار می ورزند استفاده کنید .
نويسنده:
علي سعادت پناه مدیران ارشد برخی سازمان ها گرچه همواره از منابع انسانی به عنوان دارایی یاد می کنند، اما بعضاً روش مدیریت این منابع مشابه مدیریت سایر دارایی های ارزشمند سازمان نیست. علل این امر ممکن است پیچیده باشد، اما راه حل ارائه شده برای آن آسان است. براستی چگونه می توان ارزش هایی را که موجب انگیزش کارکنان می شود شناسایی و تقویت کرد؟ منابع انسانی در بسیاری از سازمان ها صرفاً مرکز هزینه تلقی می شود. یافته ها نشان می دهند که شرکت های فهرست شده در مجله فورچون ۵۰۰ سالانه به طور میانگین حدود ۳ میلیارد دلار صرف منابع انسانی خود می کنند. اگر سازمانی ۳ میلیارد دلار صرف هزینه های منابع انسانی خود کند، بدیهی است که انتظار نرخ بازگشت سرمایه را داشته باشد. هنوز در بسیاری از سازمان ها برنامه ای که بتواند بازگشت هزینه های صرف شده برای پرسنل را محاسبه کند، وجود ندارد. از آنجا که منابع انسانی مهمترین دارایی سازمان تلقی شده و هزینه های بسیاری نیز صرف آن می شود، سازمان ها می بایستی به دنبال حداکثر کردن سرمایه گذاری خود در این زمینه باشند.
نويسنده:
علي سعادت پناه
زندگی، فرصتی کوتاه است که خدا به انسان هدیه کرده تا از آن استفاده کند. از آن جایی که این فرصت، تنها یک بار به انسان داده شده است و تکرارپذیر نیست، لذا بر هر انسانی، لازم است که از آنچه به او داده شده، نهایت بهره را ببرد. از طرفی، منابع و امکاناتی که در اختیار انسان قرار دارد، بسیار محدودند و ظرفیت آن را ندارند که در آنِ واحد، تمام ابعاد زندگی انسان را در برگیرند. زمانی که بحث محدودیت و کمی امکانات پیش میاید، آدمی را به این فکر میاندازد که با این امکانات و فرصت محدود در زندگی، به دنبال چه روشی باشد تا بتواند از آنچه در اختیارش گذاشته شده، بهترین استفاده را ببرد. از طرف دیگر، میدانیم که امکاناتی که در اختیار انسانها قرار دارد، با هم برابر نیست و در مورد افراد مختلف، متفاوت است؛ ولی نکته کلیدی، این جاست که: مهم نیست چه قدر منابع و امکانات در اختیار کسی هست؛ بلکه مهم، این است که آن فرد، از همان مقدار منابعی که در اختیار دارد، بتواند استفاده درست و مناسب را ببرد؛ زیرا خداوند، هر جا که انسان را در محدودیت قرار داده، این قدرت را هم به او داده که با خلّاقیت خود بتواند جهت و روش درست را پیدا کند.
نويسنده:
علي سعادت پناه
يكي از مباحث مهمي كه
پس از بحران جهاني اقتصاد به ويژه در شرايط ركود اقتصادي مطرح شده، بحث مديريت
واردات است. اينكه آيا واردات فيالنفسه عامل ركود است يا رونق و در شرايط جديد
بايد به دنبال واردات كدام گروه از كالاها باشيم تا به رونق اقتصادي برسيم؟ آيا
براي مثبت نگهداشتن تراز تجاري بايد واردات را محدود كنيم يا اينكه واردات تحت چه
شرايط و ضوابطي بايد از آزادي عمل برخوردار باشد؟ از جمله پرسشهايي است كه در بحث
مديريت واردات مطرح ميشود و بسيار مهم و قابل تأمل است.
بدون ترديد واردات
كالاهاي واسطهاي و سرمايهاي به كار گرفته شده در توليد، براي توسعه صادرات و
اشتغال، مفيد خواهد بود و نبايد نسبت به آن محدوديتي قايل شد. حتي واحدهاي توليدي،
كارخانجات صنعتي و سازمانهاي دخيل در امر تجارت بايد كمككنند تا با ورود مواد
اوليه (كالاهاي واسطهاي) حركت چرخهاي توليد در كشور شتاب بيشتري به خود بگيرد و
كارخانهها بتوانند از تمامي ظرفيتهاي خود استفاده كنند.
نويسنده:
علي سعادت پناه
بر كسي پوشيده نيست كه در جوامع امروزي ارتباطات نقش بسيار مهمي در پيشبرد
اهداف يك سازمان ايفا مي كند. بهبود كمي و كيفي فعاليتهاي سازمان، افزايش بهره وري
از امكانات ونيروي انساني درسايه انعكاس فعاليتهاي سازمان با جامعه و بهره گيري از
امكانات و قابليتهاي اجتماع و مشاركت عمومي افراد آن مي باشد. در اين راستا روابط
عمومي ها به عنوان حلقه ارتباطي سازمانها با جامعه نقش بسيار مهمي دارند. هرچه اين
حلقه ارتباطي گسترده تر و محكم تر باشد، به همان اندازه سازمان در پيشبرد اهداف و
فعاليتهاي خود موفق تر خواهد بود. پس روابط عمومي ها براي اينكه بتوانند اين حلقه
ارتباطي سازمان را با جامعه حفظ كنند، بايد در جستجوي تكنيكها، الگوها و شيوه هاي
مناسب و جديد باشند يكي از اين شيوه ها و الگوها خلاقيت است كه عامل مهم موفقيت
برنامه هاي روابط عمومي است كه اگر بدرستي بكار گرفته شود بسياري از ضعف هاي فني و
اجرايي را پوشش مي دهد و چون موضوع كار روابط عمومي از تنوع و حيطه بالايي
برخوردار است امكان ظهور خلاقيت در آن به مراتب بيشتر از ساير حوزه هاي كاري
سازمانها است.
ارزش های پنهان را نمایان کنید
راه برای پیشرفت، باز است، اگر...
همت مضاعف در مديريت واردات
خلاقیت و روابط عمومی

